یه فرد عادی
از یک خانواده عادی
از یک جامعه غیرعادی آزار دادم و اذیت کردم کلی آدم عادی و غیرعادی رو
عادی ام چون شهامتم در همین حد بوده لابد که اینجا اقرار به کارهای خطام بکنم
زندگی عادی دردسرای خودشو داره
تا کسی خودش عادی بودن رو تو بطن زندگیش تجربه نکنه نمیتونه بفهمه
حس میکنم این نامه قراره اقرار نامه من باشه برای خودم و خدام
اینکه از هرچی تو این مدت برام رخ داده و ساکت بودم بگم
ولی واقعا زوده برا من تا شهامت داشته باشم
امیدوارم مثل فیلمای قدیم که میرفتن تو یه جنگل و یه پیر ریش سفیدس بهشون درس زندگی میداد، از این همه همهمه ذهنی یه روز خلاص بشم
این ضرب آهنگی که داره دیوونم میکن
یه نور امید میخوام فقط
همین
برچسب:
نویسنده: بهنام قنبری